دوست داری شخصیت خودت رو بشناسی؟! کلیک کنید
دوست داری شخصیت خودت رو بشناسی؟! کلیک کنید
0
0

بیش‌همدلی

3 بازدید

بدیهی‌ست که همدلی، نیرویی حیاتی در پیوندهای انسانی است؛ پلی میان ذهن‌ها که درد را تحمل‌پذیرتر و معنا را مشترک‌تر می‌کند. اما وقتی از مرز تعادل عبور کند، از نیرویی درمانگر به نیرویی فرساینده تبدیل می‌شود. وضعیتی که می‌توان آن را بیش‌همدلی Empathy Overload تعبیر کرد.

پدیده‌ای که در آن مراقبت و حمایت عاطفی بدون مرز دلسوزانه، بدون مطالبهٔ مسئولیت از گیرنده و به‌صورت مزمن تکرار می‌شود. این چرخه در ظاهر شفقت است، اما در عمق، به وابستگی، کاهش تاب‌آوری، و بی‌ثباتی هیجانی می‌انجامد.

در خانواده‌های ایرانی، بیش‌همدلی بیشتر در نقش مادر بازتاب پیدا می‌کند: مادری که به‌جای تقویت قدرت تحمل فرزند، درد او را به دوش می‌کشد.

در این وضعیت دلسوزی به نوعی جایگاه قدرت بدل و رشد، قربانی این قدرت می‌شود.

در سطح اجتماعی، فرهنگ جمعیِ نجات‌جو را شاهدیم که بر فرهنگ توانمندسازی غلبه دارد. گویی هر که رنج بیشتری دارد، مستحق‌تر به معنای سزاوارتر است. در چنین بافتی بیش‌همدلی یک فضیلت به حساب می‌آید و حتی تحسین و تقویت می‌شود.

مکانیسم‌های روان‌شناختی مؤثر در بیش‌همدلی

  • شرطی‌سازی معکوس

وقتی درمانگر یا مراقب به‌طور مداوم نیازها و احساسات مراجع را برآورده می‌کند، ممکن است الگوهای ناسازگار یاد گرفته شوند. در این حالت مراجع می‌آموزد با ابراز شدید احساسات خود توجه و همدلی دریافت کند و تعادل روابط به هم می‌خورد.

  • تورم هیجانی

به میل ناخودآگاه برای بازتولید هیجانات اطرافیان اشاره دارد. انسان‌ها تمایل دارند حالات عاطفی دیگران را تقلید کنند و در نتیجه احساسات آن‌ها را «از نزدیک» تجربه کنند. در حالت بیش‌همدلی، این انتقال هیجانی چنان قوی است که فرد خود را غرق در احساسات طرف مقابل می‌یابد.

  • آسیب‌های بین‌نسلی

تجارب تروماتیک خانوادگی و الگوهای عاطفی نسل‌های قبلی می‌توانند بر سبک همدلی فرد تأثیر بگذارند. برای مثال، کودکی که در محیطی با خشونت و بی‌اعتنایی عاطفی رشد کرده، ممکن است در بزرگسالی برای جبران یک خلاء عاطفی، همدلی شدیدی نشان دهد.

پیامدهای فردی و بین‌فردی بیش‌همدلی

  • پیامدها برای گیرنده

در ظاهر، بیش‌همدلی آرامش می‌آورد، اما در عمق، رشد را تعلیق می‌کند. فرد به‌جای یادگیری تاب‌آوری، در وابستگیِ عاطفی تثبیت می‌شود. احساس مسئولیت شخصی کاهش می‌یابد و چرخه‌ی «درد–توجه–تسکین–درد» بازتولید می‌شود.

همچنین فقدان مرزهای روانی در این روابط گاهی باعث انکار نیازهای شخصی و گرفتار شدن در نقش‌های قربانی-نجاتگر می‌شود که از بهبودی مستقل جلوگیری می‌کند.

  • پیامدها برای مراقب یا درمانگر

درمانگر یا مددکار بیش‌همدل به‌تدریج به فرسودگی شفقت دچار می‌شود. این فرسودگی با کاهش عملکرد اجرایی مغز، ضعف تمرکز و انزوای عاطفی همراه است. درمانگر دیگر نمی‌تواند مرز حرفه‌ای را حفظ کند و اثربخشی مداخله افت می‌کند.

راهکارهای بازتنظیم و پیشگیری از بیش‌همدلی

  • مرزبندی روانی

تمایز میان همدلی و دخالت؛ مرزگذاری مؤدبانه و شفاف، نخستین نشانهٔ همدلیِ پخته است.

  • فاصله‌گیری شفقت‌گرایانه

تمرینی که در آن فرد حضور دارد اما غرق نمی‌شود؛ می‌بیند، اما جذب نمی‌گردد.

  • مراقبت از خود

همان‌طور که در پرواز، ماسک اکسیژن را ابتدا باید برای خود قرار داد. مراقبِ فرسوده، مراقب مؤثر نیست.

  • بازتاب حرفه‌ای یا سوپرویزن

بازبینی مداوم تجارب درمانی و دریافت بازخورد از همکاران، نقش مهمی در جلوگیری از لغزش به سمت بیش‌همدلی دارد.

  • بازآموزی اقتصاد عاطفی

باید آموخت که مهر نیز مانند پول اگر بی‌حساب و بی‌پشتوانه تزریق و خرج شود، تورم پیش می‌آید و ارزش آن نزول می‌کند.

شاخص‌های خوداظهاری و رفتاری بیش‌همدلی

-افزایشِ تقاضای مکرر برای تأیید یا توجه

-اجتناب از پذیرشِ مسئولیت یا تلاشِ فعال برای حلِ مسئله

-نیاز به شدتِ بیشترِ احساسات (درام‌سازی، گریهٔ بیشتر، نمایهٔ قربانی‌سازی)

-کاهش تحملِ ناراحتی کوتاه‌مدت و افزایش رفتارهای کناره‌گیری

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://nikzima.com/?p=2955
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
لیلا محسنی رجائی
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد بیش‌همدلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.