در وضعیت کنونی جامعهی ایران، آنچه بیش از هر چیز فرسوده شده، امکان گفتوگوی واقعی است.
ما زیاد حرف میزنیم؛ موضع میگیریم، واکنش نشان میدهیم، درد دل میکنیم یا خشممان را تخلیه میکنیم؛ اما کمتر با هم فکر میکنیم—و درست همین، معنای واقعی گفتوگو است.
فقدان این گفتوگو پیامدهای روانی عمیقی دارد:
قطبیشدن
فروبستگی ذهنی
فرسودگی هیجانی
احساس عمیقِ نادیدهگرفتهشدن
گفتوگوی واقعی بدون پرسشگریِ واقعی ممکن نیست؛ پرسشهایی برای فهمیدن عمیق نه برای شکست دادن.
در جامعهای که سالها با ناایمنی، ابهام و فشار مزمن زیسته، هرگونه پرسش یک تهدید به نظر میرسد؛ پرسش معادل بازخواست و محاکمه تلقی میشود، گویی در پس هر پرسشی یک اتهام بزرگ نهفته است. در چنین فضایی پرسشگری واقعی هم سخت و ناراحتکننده است، چون نظم نانوشتهای را برهم میزند:«زیادی جلو نرو، آرامش ظاهری را به هم نزن، فکر را از حد مجاز فراتر نبر.»
در اینجاست که نقش درمانگران و مشاوران اهمیت ویژهای پیدا میکند. ما شاید نتوانیم در مقیاس کلان، فرهنگ گفتوگو را اصلاح کنیم؛ اما میتوانیم در مقیاسهای کوچک و زنده—در اتاق درمان—کاری تعیینکننده انجام دهیم.
اتاق درمان میتواند یکی از معدود فضاهایی باشد که در آن، پرسش حمله تلقی نمیشود، دقت مفهومی جای قضاوت اخلاقی را میگیرد، و فکر کردن، از هیجان جدا نمیشود، اما در آن حل هم نمیشود.
پرسشگری سقراطی دعوتی است به دیدن تمایزها، نامگذاری دقیق و فهمیدن نگرشها و منشهای انسانی خویش. وقتی درمانگر بهجای پرسش اتهامی «فکر نمیکنی این رفتارت خودخواهانه است؟» میپرسد: «خودت این نوع برخورد را در چه مفهومی قرار میدهی؟» در واقع، کاری فراتر از یک مداخلهی تکنیکی انجام میدهد: او امکان اندیشیدن را بازسازی میکند.
شاید نتوانیم جامعه را یکباره درمان کنیم، اما میتوانیم در هر اتاق درمان، انسانی را دوباره با فکر کردن، پرسیدن و شنیده شدن آشتی دهیم.
اما سختی کار در اینجاست که برای چنین کاری، ابتدا باید از خودمان شروع کنیم.
چه کسی حاضر است تمرینهای دشوار پرورش خویشتن در نقش سقراط را به جان بخرد؟
باید ساعتها تمرین کرد تا بتوان پرسش مبهم را از پرسش چالشی، پرسش بلاغی را از پرسش عمقبخش، و پرسش آشفته را از پرسش شفاف و دقیق تشخیص داد. باید بارها در چالشهای فکری و وجودی قرار گرفت تا بتوان با آرامش، و بدون افتادن در دام انتقال متقابل، گفتوگو کرد. و باید درک عمیق و دقیق را بارها و بارها تمرین کرده باشی تا بدانی چه زمانی، چه پرسشی را باید مطرح کنی.
ما در کارگاه «سقراط در اتاق درمان» مشغول پرورش چنین توانمندیها و منشهایی هستیم.
منتظر نمان تا برای این تمرینها آماده شوی؛
آمادگی، در دلِ تمرین و در میدان عمل شکل میگیرد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.